ستاره ای در شب

شعری که بداهه گفتم!!!

نوشته‌شده به وسیله‌ی: داش علی در: 03/06/2010

سلام.

این تیکه شعری که مینویسم تو ی کلاس انگلیسی روز یکشنیه به صورت بداحه گفتم و البته باید بگم که روز دوشنبه هنر داشتیم و قرار بود بهمون پاستل بده!البته کمی بچه گانست!

شعر:

فردا میگـیــــــرم پاســتل                      از نـــوع فابــر کاســتل

میکشم با اون نقاشـــــــــی                    نمی خوام بسازم کفاشـی

من دوست دارم نقاشی رو                    میکشم با اون کفاشی رو

()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()

باحال بود!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

نظر یادتون نره

۱ پاسخ به "شعری که بداهه گفتم!!!"

باحال بود. اگر قافیهٔ ابیات ۲ و ۳ تکراری نبود باحال‌تر هم می‌شد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

پیام مدیر وبگاه

سلام ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو نامه کی کنم باز این وبنامه دارای مطالب مختلفی است که می خواهم شما از آن لذت ببرید و خودم هم خوشم بیاید. امید وارم که شما از آن لذت ببرید.خداحافظ. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار یک حدیث از امام علی: تنهایی از همنشین بد بهتر است.
Image and video hosting by TinyPic

بهشون لطف داشتید

    آمار وبلاگ

    • 6,970 بازدید ها

    بیشترین لطف را داشتید

    • هیچکدام
    دنبال‌کردن

    هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.